
سر سفره عقد، وقتی سردفتر عقدنامه را جلوی داماد میگذارد و میگوید «اینجا را امضا کن»، بیشتر زوجها بدون خواندن امضا میکنند. همان چند خط چاپی که داماد پایش را امضا میزند، سرنوشت خیلی چیزها را در آینده تعیین میکند. اینجا دقیق و بدون اصطلاحهای پیچیده حقوقی میگوییم آن ۱۲ شرط چیست، امضای داماد چه چیزی را عوض میکند، و قبل از اینکه قلم را بردارید باید حواستان به چه باشد.
در سند رسمی ازدواج دو دسته شرط چاپ شده که خیلیها با هم قاطیشان میکنند.
دسته اول یک شرط است به اسم «شرط تنصیف دارایی» یا همان بند الف. دسته دوم فهرستی از ۱۲ شرط است، معروف به بند ب، که همان چیزی است که مردم اسمش را «شروط دوازدهگانه» میگذارند. هر دو دسته زیرشان جای امضای جداگانه دارد.
نکتهای که اغلب نادیده گرفته میشود همین است: این شرطها خودبهخود اجرا نمیشوند. هر بند فقط وقتی برای زن حق ایجاد میکند که داماد پای همان بند را امضا کرده باشد. اگر داماد امضا نکند، آن شرط برای زوجه اثری ندارد. پس امضا کردن یا نکردن این قسمتها یک تصمیم واقعی است، نه یک تشریفات.
این ۱۲ شرط هم چیزی نیست که سردفتر از خودش نوشته باشد. متنشان سالهاست در همه سندهای ازدواج ثابت است و از مصوبات شورای عالی قضایی میآید.
بیایید رک باشیم. این ۱۲ شرط عملاً حق و حقوقی است که که در زندگی مشترک از زنها گرفته شده و فقط این حقوق را برای مرد قائل شده. هرکدام یک موقعیت را توصیف میکنند که اگر پیش بیاید، زن میتواند برای طلاق اقدام کند. برای همین بعضی خانوادههای داماد سر سفره عقد روی امضای این بخش حساس میشوند.
اما دو طرف باید بدانند: بیشتر این شرطها موقعیتهایی را میگویند که هر آدم منطقی هم قبول دارد ادامه زندگی در آن سخت است؛ اعتیاد مضر، حبس طولانی، ترک زندگی، ندادن نفقه. امتناع کامل از امضای اینها معمولاً بیشتر از آنکه امتیاز باشد، همان اول کار بیاعتمادی میسازد.
توصیه عملی این است که بهجای «همه را امضا کن» یا «هیچکدام را امضا نکن»، دو طرف چند دقیقه با هم متن را بخوانند و اگر بند خاصی برایشان محل بحث است، همانجا شفاف حرف بزنند. سردفتر هم موظف است هر بند را جدا بخواند و توضیح بدهد؛ از این حق استفاده کنید.
این جدول متن هر شرط را کنار معنای کاربردیاش میگذارد تا لازم نباشد دنبال معنی کلمهها بگردید.
| شرط | چه موقعیتی را میگوید |
|---|---|
| ۱. ندادن نفقه | شوهر شش ماه نفقه ندهد و نشود او را به پرداخت مجبور کرد. |
| ۲. سوءرفتار و سوءمعاشرت | رفتار شوهر آنقدر بد شود که ادامه زندگی برای زن غیرقابلتحمل شود. |
| ۳. بیماری صعبالعلاج | شوهر به بیماری سختی مبتلا شود که زندگی زناشویی را برای زن خطرناک کند. |
| ۴. جنون شوهر | شوهر دچار جنون شود، در حالتی که فسخ نکاح شرعاً ممکن نباشد. |
| ۵. اشتغال منافی مصالح خانواده | شوهر با وجود حکم دادگاه، شغلی را که به حیثیت خانواده لطمه میزند رها نکند. |
| ۶. حبس پنج سال یا بیشتر | شوهر به حکم قطعی به پنج سال حبس یا بیشتر محکوم شود و حکم در حال اجرا باشد. |
| ۷. اعتیاد مضر | شوهر به اعتیادی دچار شود که به تشخیص دادگاه اساس زندگی خانوادگی را خراب کند. |
| ۸. ترک زندگی یا غیبت | شوهر بدون عذر موجه زندگی را ترک کند یا شش ماه پیاپی غیبت کند. |
| ۹. محکومیت مغایر با حیثیت خانواده | شوهر به خاطر جرمی که با شأن خانوادگی زن در تضاد است محکوم و مجازات شود. |
| ۱۰. بچهدار نشدن | بعد از پنج سال، به دلیل عقیم بودن یا مشکل جسمی شوهر بچهدار نشوند. |
| ۱۱. مفقودالاثر شدن | شوهر گم شود و تا شش ماه بعد از مراجعه زن به دادگاه پیدا نشود. |
| ۱۲. ازدواج مجدد شوهر | شوهر بدون رضایت زن دوباره ازدواج کند یا نتواند بین همسران عادلانه رفتار کند. |
دو نکته را همینجا روشن کنیم. اول اینکه تحقق هر شرط با دادگاه است، نه با ادعای زن. مثلاً «سوءرفتار» یک تعبیر کلی است و قاضی باید تشخیص بدهد که به آن حد رسیده یا نه. دوم اینکه بندهایی مثل حبس، غیبت و بچهدار نشدن عدد و تاریخ مشخص دارند و همانها ملاکاند، نه برداشت شخصی.
درست بالای فهرست ۱۲ شرط، یک بند دیگر هم چاپ شده که اتفاقاً از نظر مالی از خیلی از آن ۱۲ شرط مهمتر است.
شرط تنصیف یعنی داماد تعهد میکند که اگر طلاق به درخواست زن و به دلیل تخلف او نباشد، تا نصف داراییای که در طول زندگی مشترک به دست آورده به همسرش منتقل شود. حواستان باشد؛ حرف بر سر داراییهای قبل از ازدواج نیست، فقط اموالی که در دوران زندگی مشترک جمع شده.
این شرط هم امضای جداگانه دارد و بدون امضای داماد اثری ندارد. برای خیلی از زوجها این بند در عمل تأثیر مالی بیشتری از دعوای سکه دارد، ولی چون سر و صدای مهریه بیشتر است، از کنارش رد میشوند. اگر قرار است سر یک بند مکث کنید و دربارهاش حرف بزنید، این یکی ارزش مکث را دارد.
این جمله را زیاد میشنوید که «با این شرطها زن حق طلاق میگیرد». دقیقتر بگوییم: زن با تحقق این شرطها وکالت در طلاق پیدا میکند، نه اینکه هر وقت خواست بتواند طلاق بگیرد.
فرق ظریف ولی مهم است. زن نمیتواند بدون دلیل و صرفاً به میل خودش از این شرطها استفاده کند. باید یکی از آن موقعیتها واقعاً پیش بیاید، بعد با مدرک به دادگاه برود و دادگاه تحقق شرط را تأیید کند. تازه آن وقت است که میتواند با وکالتی که از شوهر دارد، خودش را مطلقه کند.
اگر زوجین بخواهند زن «حق طلاق مطلق» و بدون قید داشته باشد، این چیز دیگری است و باید جداگانه و بهصورت صریح در عقدنامه یا در دفتر اسناد رسمی نوشته شود. آن دوازده شرط چاپی بهتنهایی چنین حقی نمیدهند.
عقدنامه فقط همان بندهای چاپی نیست. قسمتی خالی دارد به اسم «سایر شروط» که میتوانید هر توافق قانونی و مشروع دیگری را آنجا بنویسید. اینجا همان جایی است که خیلی از زوجها از آن بیخبرند.
پرتکرارترین شرطهایی که زوجها اضافه میکنند اینهاست:
نوشتن این شرطها اجباری نیست و کاملاً به توافق دو طرف بستگی دارد. فقط یادتان باشد هر شرطی که مینویسید باید روشن و بدون ابهام باشد؛ جملههای کلی مثل «شوهر با همسرش خوب رفتار کند» در دادگاه عملاً قابل استناد نیست، چون قابل اندازهگیری نیست.
چند اشتباه هست که مدام تکرار میشود و بعدها دردسر میشود.
نخواندن متن، شایعترینشان است. در شلوغی مراسم و استرس روز عقد، امضا زیر بندها بدون خواندن رد و بدل میشود. یک بار خواندن آرام، چند دقیقه بیشتر وقت نمیگیرد و از سالها ابهام جلوگیری میکند. بهترین کار این است که متن را قبل از روز عقد و همراه با مدارک لازم برای عقد در دفترخانه یک بار مرور کنید.
اشتباه دوم قاطی کردن این شرطها با مهریه است. اینها دو موضوع کاملاً جدا هستند. مهریه دِینی است که مرد به زن بدهکار است و قواعد خودش را دارد؛ اگر میخواهید بدانید مهریه و بقیه هزینههای این مرحله معمولاً به عهده چه کسی است، هزینههای مراسم عقد و تقسیم آن بین دو خانواده را جدا توضیح دادهایم. شروط ضمن عقد اما درباره شرایط ادامه یا پایان زندگی است.
شروط ضمن عقد چیست؟ شروط ضمن عقد توافقهایی است که هنگام ازدواج در سند عقد ثبت میشود. بخشی از آن دوازده شرط چاپی ثابت است که با تحققشان زن وکالت در طلاق پیدا میکند، و بخشی دیگر شرطهایی است که خود زوجین به توافق اضافه میکنند، مثل حق تحصیل یا اشتغال.
اگر داماد شروط دوازدهگانه را امضا نکند چه میشود؟ هر بندی که داماد امضا نکند، برای زن حق وکالت در طلاق ایجاد نمیکند. این شرطها فقط با امضای زوج اثر حقوقی پیدا میکنند. البته حقوق پایه زن مثل مهریه و نفقه به این امضا ربطی ندارد و مستقل است.
شروط ضمن عقد به زن حق طلاق کامل میدهد؟ نه بهطور مطلق. زن فقط وقتی میتواند اقدام کند که یکی از آن موقعیتها واقعاً پیش بیاید و دادگاه آن را تأیید کند. حق طلاق بدون قید و شرط چیز جداگانهای است که باید صریح و مستقل در عقدنامه نوشته شود.
شرط تنصیف دارایی یعنی چه؟ یعنی داماد تعهد میکند در صورت طلاقی که تقصیر آن با زن نباشد، تا نصف دارایی بهدستآمده در دوران زندگی مشترک به همسرش برسد. این بند اموال قبل از ازدواج را شامل نمیشود و فقط دارایی دوران زندگی مشترک را در بر میگیرد. مثل بقیه بندها، بدون امضای جداگانه داماد هم اثری ندارد.
آیا میتوان بعد از عقد شرط جدید اضافه کرد؟ بله. زوجین میتوانند بعد از ازدواج هم با مراجعه به دفتر اسناد رسمی، توافقهای جدید را بهصورت سند رسمی ثبت کنند و لازم نیست همهچیز حتماً سر سفره عقد نهایی شود. شرطهایی مثل حق تحصیل، اشتغال یا خروج از کشور را میشود بعداً هم به توافق اضافه کرد، به شرط اینکه هر دو طرف رضایت داشته باشند.
بهترین شرط برای درج در عقدنامه کدام است؟ شرط «بهتر» وجود ندارد؛ به شرایط و توافق شما بستگی دارد. اما شرطهایی که روشن و قابل اندازهگیریاند، مثل حق تحصیل، اشتغال، خروج از کشور و تنصیف دارایی، در عمل بیشتر از جملههای کلی به کار میآیند، چون دادگاه میتواند به آنها استناد کند.
شروط ضمن عقد یک تشریفات پای سند نیست؛ چند تصمیم واقعی است که بهتر است با خواندن و گفتوگو گرفته شود، نه با امضای عجولانه. آن ۱۲ شرط چاپی موقعیتهایی را میگویند که به زن وکالت در طلاق میدهند، شرط تنصیف دارایی سرنوشت مالی جدایی احتمالی را روشن میکند، و قسمت خالی سند جا برای توافقهای دلخواه شماست.
قدم بعدیتان ساده است: چند روز قبل از عقد، یک بار با هم متن این بندها را بخوانید تا سر سفره غافلگیر نشوید. و وقتی خیالتان از این بخش راحت شد، تمرکز را بگذارید روی برنامهریزی خود مراسم؛ برای انتخاب محل جشن میتوانید تالارها و باغتالارهای تهران را بر اساس ظرفیت و بودجه ببینید و مقایسه کنید.
این مقاله براتون مفید بود؟
—نفر پسندیدند
دیدگاه کاربران
دیدگاه خود را ثبت کنید